automn

فرش نشينان

automnRight
social
about درباره وبلاگ
# موضوعات
#

فرش نشينان

طرح های فرش ایرنی از کجا آمده اند ؟

طرح های فرش ایرانی از کجا آمده اند

بدون تردید ریشه یابی و بررسی دلایل تولد و گسترش و حتی تغییرات طرح های فرش ایران ، چه از نظر فرم بندی و چه از نظر ریز نقشها و نگاره ها بهترین راه برای طبقه بندی و همچنین نام گذاری تمامی طرح های فرش است .

در این راستا تاکنون مطالعات معدودی توسط کارشناسان مختلف اعم از ایرانی و غیر ایرانی انجام یافته ، اما به دلایلی برخی از این مطالعات از نتایج قابل قبولی برخوردار نبوده اند . عمده ی این مطالعات نیز توسط افراد غیر ایرانی انجام یافته که اصولا با فرهنگ و تاریخ ایران زمین آشنایی چندانی ندارند و لذا نتایج مطالعات آنها در بسیاری موارد به خطا رفته است .

آیا فرش ایرانی منشا ترکی دارد؟

عده ای از محققان که از دنباله روان نظریه منشاً ترکی و کلاً غیر ایرانی فرش هستند، در این راه به مطالعات و استنتاجاتی دست زده اند که به تمامی هویت واقعی طرح های فرش ایران را سراسر مخدوش می سازد . چند سالی است که در مورد زادگان طرح های فرش اظهار نظرهای عجیب دیگری نیز شنیده می شود . اکثر نظرات متوجه دو ایده اصلی است یکی به نظریه «شرق به غرب » معروف است که بر آن اساس الفبای اولیه طراحی به وسیله ی ترکمن های آسیای مرکزی به زنان ایران ، آناتولی و قفقاز انتقال یافته است . عقیده ی دوم در جهت مخالف نظریه ی اول است .

بر اساس نظریه «غرب به شرق » ، طرح ها از آناتولی سرچشمه گرفته و به سرعت در سراسر شرق گسترش یافته اند . بر این اساس حتی گروهی از محققان که طرفدار نظریه ی منشاً ترکی فرش هستند ، در اصل و منشاأ ترکی نقوش فرش ایران و سایر دستباف ها نظیر گلیم به مطالعات خاصی دست زده اند . آنها شروع مطالعات خود را از آثار دوران های بسیار دور انتخاب کرده اند تا به اصطلاح هیچ خدشه ای بر نظرات آنان وارد نگردد .

یکی از این آثار ما قبل تاریخ مربوط به قرن نو سنگی در منطقه ی «شتل هویوگ» ترکیه واقع در جنوب قونیه است و طرفداران منشأ ترکی فرش بر روی این آثار بسیار کار نموده اند . یک گروه کاملا مجهز ، متشکل از باستان شناس ، فرش شناس ، پژوهشگران و استادان دانشگاه به سرپرستی جیمز ملارت در مورد آثار مذکور مدتها مطالعه کردند و نتایج دستاورد خود را به طور مفصل در چهار جلد کتاب منشر ساختند و در نهایت ترکیه را گهواره ی فرش بافی نامیدند و سر منشا بسیاری از نقوش را نیز به آن مرتبط نمودند و حتی «شتل هویوگ » را اولین مرکز فرش بافی در ترکیه معرفی نمودند.

در این میان حتی اشاره ای به ایران نگردید و نویسندگان کتب مذکور برای بسیاری از موارد دلایل پیش پا افتاده ای را بیان نمودند . به عنوان مثال برای اثبات منشا ترکی دستبافها کلمه گلیم را بررسی نمودند . میدانیم که ترکها به گلیم «کیلیم » می گویند . آنان این واژه را در ادبیات خود پی گرفتند و چون ادبیات ترک د راین مورد خالی بود از ادبیات فارسی کمک گرفتند . آنان به شعر فردوسی و دیگر شاعران عصر غزنوی استناد کردند و استنباط نمودند که منظور این شاعران از گلیم ، کیلیم بوده است و در نتیجه ریشه ی این لغت ترکی است و بنابراین اصل و منشا این دستباف نیز ترکیه بوده است . اما مهمترین از آن اینکه نقوش دیوار های شتل هویوگ را به نحوی رندانه باز سازی کردند و شباهت هایی تحمیلی میان آن نقوش و گلیم های امروزی ترکیه ) به دست داده اند و نتایج مطلوب خود را به دست آورده اند .

آیا فرش شناسان غربی درباره فرش ایرانی به نتایج درستی رسیده اند؟

به طور کلی تا قبل از دهه ی هشتاد و شاید هم دهه ی 70 میلادی علاقه زیادی به بررسی منشا طرح ها وجود نداشت و اغلب مطالعات انجام شده سابقه ای بیشتر از صدر اسلام را در بر نمی گیرد و بسیاری نیز بر این عقیده اند که منشا همه ی طرح ها را باید از زمان اسلام مورد بررسی قرار داد و عبارت هنر اسلامی را معرفی می کنند . تنها در طی 20 سال گذشته است که برخی از فرش شناسان با مطالعات خود به نتایج دیگری دست یافته اند . دکتر سیروس پرهام در مقاله ای انتقاد گونه چنین به تجربه و تحلیل عملکرد غربیان پرداخته است .

« جهد شتابزده ی بیشترین فرش شناسان باختری در رمزگشایی نقشهای قالی ایرانی و گشودن طلسم ترکیب خطوط در هم پیچیده ی اسلیمی و ختایی ( که به ظاهر از هر گونه معنا و مفهوم تهی است و به گفته ی هاکسی « زندگی چون طرح و نقش قالی ایرانی است : زیبا ، ولی بی معنی »)، قصه ای است دراز که به چند دلیل عمده تاکنون راه به جایی نبرده و جز یکی دو تن همه در این راه پر پیچ و خم به بیراهه افتاده اند .

اساسی ترین علت ناکامی ، بیگانگی اکثریت عظیم فرش شناسان غربی است از تمدن و فرهنگ ایرانی که نقوش قالی نیز چون دیگر هنر ها ، در طول سده ها و بسا که هزار ها ، از تار و پود پیدا و نهانی همین تمدن و فرهنگ پدید آمده است . تلاش در سنجیدن و باز نمودن نقشمایه های نگارین ناآشنا با ساده اندیشی آغاز گشت که از جهتی زاده ی اعتقاد به برتری تمدن و جهان نگری غرب بود .

از پس این پندار ، کلید های رمز قالی شرقی به جای آنکه در ژرفنای تمدن کهن خاور زمین جستجو گردد در لا به لای اندیشه های نو یافته ی باختری کاویده شد . پژوهش در سیر تحولی نماد پردازی مغرب زمین ، جایگزین کند و کاو در اندیشه های رمزی و نمادی و اساطیری مشرق زمین گردید و نمادهای شرقی به قیاس مفاهیم نمادی غربی به سنجش در آمد .

چنین بود که نقشمایه ی بید مجنون ، که در نزد بیشتر مردم غرب «بیدگریان» خوانده می شود ، نقشمایه ای پنداشته شد مالامال غم و اندوه و قالیهایی را که این نقشمایه بر آن بود « فرش عزا » خواندند که برای پوشش قبر و مراسم سوگواری بافته شده است ! هم در این مرحله ی آغازی بود که نگاره های سه گوش سر و گردن تجرید یافته ی جانوران ، «کلید یونانی » و «قلاب » نام گرفت و نقشمایه ی چهار بازویی میانه ی ترنج های قالیهای فارس «خرچنگ»و «رتیل» پنداشته گشت !

آیا نقوش فرش ایرانی از دیگر کشورهای مشرق زمین می آید؟

مرحله دوم کند و کاو را پژوهندگانی آغاز نهاده اند که سرانجام در یافته بودند که کلید رمز نقشمایه های شرق را نمی توان در فضای فرهنگ غرب جستجو کرد . اما به مصداق حکایت ملانصرالدین که کلید خانه اش را در جای تاریک کوچه گم می کند ولیکن در گوشه ی روشن دنبال آن می گردد « چون روشنتر است » اینان نیز راه نزدیکتر و آسانتر و روشنتر را پیش گرفتند و آسیای صغیر و سپس آسیای میانه را نه همان خواستگاه قالیبافی که مهد نقش مایه های قالی بافی پیش از روزگار صفویان بر شمرده اند . ( اصحاب پان تورکیسم البته در این میان دستی داشته اند ) .

مرحله سوم هنگامی اغاز گشت که تنی چند پژوهش ژرفتر و گسترده تر در فرهنگ مشرق زمین را واجب دانستند تا به اصل و منشأ این نقوش معمایی نزدیکتر شوند . چون سرزمین هند به سابقه استعمارگری اروپائیان به غرب نزدیکتر بود و آشناتر ، ابتدا شبه قاره هند را در نور دیدند و به وجد آمدند و در سیر و سفر سر مستانه چندان دور رفتند که به چین و آئین بودا هم رسیدند ، بسیاری طرح و نقش ها که هنرمندان و صنعت گران ایرانی به روزگار سلاطین مسلمان کشمیر در طول سده ی نهم هجری و سپس به همراه همایون پادشاه گورکانی در نیمه های سده ی دهم به هند برده و ترویج کرده بودند ، مغولی خوانده شد و دست پرورده ی پادشاهان گورکانی .

اما مرحله چهارم « طلسم گشایی » در فضای پژوهشی خاصی بنیان گرفت که به واقعیت های تاریخی نزدیکتر بود ، چون تکیه بر پژوهش های گسترده اسلامی داشت . از آنجا که جز قالی پازیریک ، هخامنشی ، تمامی نمونه های به دسترس افتاده ، پس از اسلام بافته شده بود ، همگی طرح و نقش های قالی بافی در پرتو اندیشه های و تعالیم اسلامی به بوته سنجش نهاده شد . دست آورد پژوهشی این مرحله بسیار پر بار بود ، و لیکن آن عیب را داشت که همه چیز را در تاریخ پس از اسلام می جست ، تو گفتی که قالی بافی پس از اسلام پدیدار گشته و پیش از آن هیچ نبوده است .

نویسنده در ادامه اضافه می نماید که ترتیب این مراحل چهار گانه بنا بر تقدم زمانی نیست و گاه دو یا سه مرحله همزمان تحقق یافته و مرحله آغازی نیز از اوایل سده ی مسیحی حاضر تا به امروز در محافل و نشریه هایی همچنان بر دوام مانده است .»

(0) نظر

مزایا و معایب فرش اکریلیک کاشان

 

بیش از 70 درصد از فرش های تولیدی کاشان ، از جنس آکریلیک می باشند.  فرش آکریلیک مشتریان زیادی دارد . این فرش ماشینی نیز مزا یا و معایب خاص خود را دارد . آکریلیک از الیاف مصنوعی است . ولی با این وجود مزایای زیادی دارد . 

مزایای خرید فرش ماشینی اکریلیک کاشان 


اکریلیک جزو الیاف مصنوعی است و از نظر بازگشت پذیری هیچ یک از انواع دیگر الیاف (چه طبیعی و چه مصنوعی) به پای فرش اکریلیک نمی رسد! پس اگر در چیدمان دکوراسیون شما اجسام سنگینی مانند میز و مبل و کمد و … روی فرش قرار می گیرد و یا فرش در محلی با رفت و آمد زیاد قرار دارد، این جنس از فرش تا سالیان طولانی همچنان نرمی و لطافت خود را حفظ می کند و با تغییر دکوراسیون جای پایه مبل و میز روی فرش شما به جا نخواهد ماند.

بعلاوه، این نوع فرش عایق حرارتی خوبی است و به همین دلیل جایگزین بسیار خوبی برای فرشهای پشمی است. تا جایی که به این اکریلیک پشم مصنوعی هم گفته می شود.

این دو ویژگی اکریلیک (بازگشت پذیری بالا و عایق حراتی خوب) در بین تمامی الیاف منحصر به فرد است و تقریبا هیچ یک از الیاف طبیعی یا مصنوعی این دو ویژگی را به صورت همزمان ندارد!

استحکام این نوع نخ در حد متوسط و وزن آن از تمامی الیاف دیگر (به جز پلی پروپیلن) سبکتر است. 

جذب رطوبت این نخ بسیار کم و در حدود 1% است. پس خیلی نگران خیس شدن فرش خود نباشید چون به این جنس از فرش به راحتی خشک می شود.

این جنس از نخ  نقطه ذوب ندارد و مقاومت آن در  مقابل حرارت بالاست، پس اگر شما یک شی داغ مانند اتو یا کتری را روی این فرش قرار دهید فرش شما هیچ آسیبی نمی بیند!

مقاومت این نوع نخ در برابر اشعه UV نور خورشید بالاست، پس اگر فرش شما در معرض تابش مستقیم نور خورشید است با انتخاب این جنس از فرش خیالتان از رنگ پریدگی و آسیب دیدن فرشتان راحت خواهد بود.

معایب خرید فرش های اکریلیک کاشان


پرز دهی نخ خاب فرش به عنوان یک نکته و امتیاز منفی برای این فرش به شمار می رود چرا که این پرزها می تواند برای ریه افراد به ویژه سالمندان و کودکان مضر و دارای عوارض باشد. پس به استفاده از فرش اکریلیک را برای اتاق کودک پیشنهاد نمی شود.

البته فرش های از جنس اکریلیک هیت ست شده پرز دهی بسیار کمتری دارند، اما حتی با این روش هم فرشی کاملا بدون پرز نخواهیم داشت.

یکی دیگر از معایب فرش های اکریلیک، عدم تجزیه پذیری این نوع از الیاف است که باعث آسیب به محیط زیست می شود.

شاید جالب باشد بدانید که فرش های اکریلیک در ایران، ترکیه، مصر و عربستان پر طرفدار است اما در بسیاری از کشورهای اروپایی و آمریکایی به دلیل مسائل بهداشتی و زیست محیطی که در بالا به آن اشاره شد استفاده از نخ آکریلیک در خاب فرش مرسوم نبوده و حتی ممنوع شده است.

به طور کلی نخ آکریلیک نسبت به سایر الیاف متداول گرانتر بوده و به تبع آن، فرش های اکریلیک نیز جزو گرانترین نوع فرش در صنعت فرش ماشینی ایران می باشد.

(0) نظر
X